خرید بک لینک

با بیماری ناشناختهای به روزم عزیزان.

به محض اینکه سر پا بشم چهارتا پستی که تو پیشنویس دارم سر و سامون داده و منتشر میکنم.

کلا هم برنامه ریختن به من نیومده. عجبا.

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 28 تير 1399 ساعت: 11:01

تو حق داری بترسی. تو حق داری نترسی. تو حق داری عصبانی بشی. تو حق داری آروم بمونی. تو حق داری متنفر بشی. تو حق داری بیتفاوت عبور کنی. تو حق داری بگذری و ببخشی. تو حق داری غمگین بشی. تو حق داری غمگین ب

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 28 تير 1399 ساعت: 11:01

من چند جور کابوس ثابت دارم. اتوبوسِ عروسیمون که میره تو دره، افراد رندومی که کتکم میزنن و نمیتونم حتی زیر دستشون تکون بخورم، کشتن تصادفیِ آقای برادر طی سوانحی که فقط تو فیلمای مقصد نهایی دیده میشه

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 28 تير 1399 ساعت: 11:01

من تقریبا نه ساله که با یه روح لال غمگین درگیرم. شما ته سالن که دست بلند کردی سوال داری، بفرما... جان؟ از کجا اومده؟ دوست عزیز...!! باورم نمیشه سوالتون اینه!! بزرگوار ردیف پنجاه صندلی شیشم از چپ شما

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 28 تير 1399 ساعت: 11:01

روزی که بپذیرم خانوادهم نه از قصد، بلکه چون "اقتضای طبیعتش این است"، بهم آسیب زده، آسیبهایی که جبرانشون ممکنه یه عمر طول بکشه، و ببخشمشون، اون روز میام میگم بزرگ شدم.

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 28 تير 1399 ساعت: 11:01

چشمهایش را که باز کرد، دستهای تاریکی دور کمرش پیچیده بود. نفسش را کشید تو و پلکهای خستهاش را به هم فشار داد. همانطور که دراز کشیده بود روی تخت، بدنش را کش و قوسی داد و با اعتراض عضلههای همیشه ک

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 28 تير 1399 ساعت: 11:01

صفحه بندی